مرتضى راوندى

192

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از عباسيان ، نهضت مردم بخارا را درهم كوفت و عباسيان دروغگو و بىحقيقت را تقويت كرد و سرانجام منصور ، به شرحى كه گذشت ، اين سردار شجاع را به دست عمال خود كشت . خبر قتل ابو مسلم به سرعت به ايران رسيد و بويژه در نواحى شرقى ، خراسان و سيستان و ماوراء النهر اثر عميقى در ميان مردم كرد . بلافاصله در افواه خلق افسانه‌ها و داستانها دربارهء ابو مسلم پديد آمد . مردم مىگفتند كه خليفه بدان سبب ابو مسلم را به قتل رسانيد كه او بهبود وضع خلق و پيش از همه تقليل ميزان خراج و بيغار را طلب مىكرد . « 24 » غير از كشاورزان و پيشه‌وران ، طبقات ممتاز و روحانيون و دهقانان از سياست واحدى پيروى نكردند . بعضى از افراد اين طبقات ، مخصوصا عده‌اى از دهقانان كه نقش اقتصادى و سياسى مهمى به عهده داشتند ، پس از حملهء اعراب به آنان دست دوستى دادند و در پناه حمايت مخدومان جديد ، حقوق و مزاياى اقتصادى و سياسى ديرين را حفظ كردند ، و عده‌اى بر خلاف ، به قبول اسلام تن ندادند و با دادن جزيه و خراج مذهب و سنن ديرين خود را حفظ كردند . در نزد اين گروه ، كه از مذاهب مختلف عيسوى ، زردشتى ، مانوى ، مزدكى ، بودايى بودند ، روايات و احاديث كهن و كتب دينى و تاريخى كه به زبان و خط اوستايى و پهلوى يا ساير خطوط و السنهء متداول ، باقى مانده بود ، محفوظ گشت و افتخارات گذشته هيچگاه از ياد آنان نرفت . موبدان و دانشمندان اين گروه در ادامه و حفظ تمدن ايرانيان قديم ديرگاهى كوشيدند . بسيارى از علماى مذهبى زرتشتيان در اين ايام و حتى قرنهاى دوم و سوم به تأليف و تدوين كتب دينى و تلخيص و تفسير اوستا و امثال آن خدمات مشغول بودند و عده‌اى از مهمترين رسالات و كتب پهلوى ، كه اكنون در دست داريم ، از اين روزگاران باقى مانده است . كسانى كه به دين اسلام درآمدند و به زور شمشير و احيانا به سابقهء ايمان و عقيده و يا براى رفع حوايج اجتماعى و سياسى آن را پذيرفتند ، كسانى بودند كه اعراب آنان را به اسارت ميان قبايل خود بردند و در آن ديار به بندگى گماشتند . در ميان اين گروه احيانا كسانى از خاندانهاى بزرگ و از اشراف و شاهزادگان ايران نيز بوده‌اند . اين دسته ، پس از آشنايى به زبان و تمدن عرب در شؤون مختلف مدنى و حكومتى مسلمانان نفوذ كردند و به كارهاى بزرگ دست زدند . « 25 » پس از آنكه حكومت بنى اميه به دستيارى ايرانيان برافتاد ، عباسيان براى تحكيم موقعيت خود ، نه‌تنها از ادامهء سياست بنى اميه احتراز كردند ، بلكه برعكس براى پيشرفت كار خود ، اكثر عمال سياسى و نظامى خود را از پارسيان برگزيدند و با پيروى از سياست اختلاط تازيان با پارسيان ، زنان خويش را بيشتر از ايرانيان انتخاب كردند ، و دربار خود را به صورت دربار ساسانيان درآوردند ، و خود لباس ايرانيان به تن كردند و مردم را به پيروى از رسوم و آداب ايرانيان ترغيب كردند . گردانندگان سياست دربار بنى عباس بيشتر ايرانيان بودند و غالبا

--> ( 24 ) . همان ، ص 199 به بعد . ( 25 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، پيشين ، ج 1 ، ص 17 .